محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

543

اكسير اعظم ( فارسى )

ذهاب شعر به سعفهء رطب و يابس ايشان را عارض شد . و هرگاه بزرگ شدند آن موى برويد مگر در جائى كه جلد در آن سوخته بود و مسام او فاسد گرديده . و اما ذهاب شعر از سوختن آتش سبيل او آن است كه ذكر كرديم به نحوى كه در مواضعى كه جلد فاسد نشود بمره و ايام و به علاج برويد و اين همه كه ذكر كردم طريق علاج به ادويه دوست بود و گاهى در اين تدبير طعام و شراب نيز وقت حاجت به سوى آن داخل شود چنانچه گاهى احتياج بتقليل افتد و آن هر دو به مقدار قليل استعمال كنند و يا به سوى تجفيف پس به اشياى مجففه به تجفيف نمايند و يا به سوى ترطيب پس به اشياى مرطبه و مانند آن ترطيب كنند . [ حكيم شريف خان ] حكيم شريف خان مىنويسد كه اين دوا غالبا موى را بروياند سنبل الطيب كف دريا موى سوخته به سركه سائيده طلا كنند تا آن‌كه موى برويد . و جالينوس اين دوا را به تجربه صحيح يافته و اين طلا جهت رويانيدن موى عجيب الفعل است سم بز سياه سوخته سر مگس سم خر سياه سوخته با روغن زيتون به كار برند . و ايضاً در اين باب پوست درخت انجير و برگ آن كف دريا سوخته هر يك دو درم فرفيون پنج درم سائيده به آب پياز سرشته تا دو روز طلا كنند هرگاه موضع سرخ شود به زراوند مدحرج و لادن و افسنتين سوخته و مورد و حضض مساوى سائيده به آب عنب العثلب سرشته طلا كنند منع نبات شعر بدان كه آنچه موى را از روئيدن بازدارد يا مخدر مبرد بود يا مسدد مسام يا بالخاصيت ليكن در استعمال همه لازم است كه اول موى را بكنند يا بنوره حلق كنند بعد آن مخدرات مانند بزر البنج و افيون و شوكران ضماد نمايند و يا مسددات مسام مانند سفيده و شب و يا ادويهء بالخاصيت مثل خون سنگ پشت و يا بيضهء مورچه و يا خون وزغ كلان طلا كنند . انطاكى گويد كه گاهى احتياج بمنع نبات شعر افتد و اين بهر دواى مكثف اتمام يابد مثل خون غوك و روغن آن و روغن شب‌پر و بيضهء مورچه و بيخ و زرنيخ سرخ و اقليميا و سفيداب و تخم خشخاش به سركه و زيت و زهرهء بز بنوشادر هر واحد به طلا بعد نتف شعر و در خواص آمده كه چون سر شب‌پر را به شير سگ بسايند تا آن‌كه غليظ گردد و بر موضع نتف موى طلا كنند در اول مرتبه منع گردد . سويدى مىنويسد كه ضماد باقلاى غير مقشر به آب و كذا خون حربا و كذا شير يتوع و برگ آن مكرر و كذا آرد ترمس و كذا خرنوب نبطى و كذا زرنيخ سرخ به آب برگ بيخ سرشته و كذا مغز سر خرگوش هفت بار و كذا تخم بادروج سه درم به ورق يك نيم درم باريك سوده به روغن بلسان و ميعهء سائله سرشته تا به قوام عسل آيد هر واحد بعد نتف به تكرار منع نبات شعر كند . شيخ مىفرمايد كه مخدرات مبرده آن را منع كند مثل آن‌كه اول نتف مو كنند بعده بيخ و افيون و سركه طلا كنند و شوكران به اينها و تنها در سركه جوش داده بهتر بود و جرم غوك نيستانى خشك كرده از مانعات است چون آن را بسايند و بلعاب اسپغول يا آب بيخ يا سركه آميزند و مكرر به عمل آرند . و گويند كه طلاى او به روغن كه در آن غطايا پخته باشند منع نبات شعر كند و همچنين به روغنى كه در آن خارپشت پخته باشند و گاهى در آن ادعاى ضد اين كنند و آنچه در اين ذكر كرده‌اند بگيرند قيموليا و سفيداب ارزيز هر واحد يك جزو شب نيم جزو به آب بيخ تر بسايند و قومى زعم كرده كه خون غوك اجامى و خون سنگ پشت نهرى منع از نبات كند . و گويند كه همچنين خون شب‌پر و دماغ و جگر او است و گاهى دوائى از اين مركب مىسازند . و گويند كه بگيرند غوك نيستانى و خشك كنند و بگيرند از خشك آن و از خون سنگ پشت نهرى خشك كرده و از به ورق سرخ و از مرداسنگ و از صدف مرواريد سوخته مساوى و به آب سرشته بر نتف شعر در زهار و بغل استعمال كنند و تخم انجره به روغن سوده ماليدن به قوت انتثار شعر كند . مجوسى گويد كه بيضهء ماهى و ديگر ادويهء مذكوره طلا نمايند پس اگر موى برويد لازم است كه چند بار آن را بر كنند و بعد كندن اطليه و ادهان مسطوره بمالند . ايلاقى و جرجانى مىنويسند كه بزر البنج به سركه بسايند و طلا كنند و آنچه مجرب است اين است كه پيه مرغ بعد كندن موى طلا كنند و هر بار كه بر آن طلا نمايند ضعيف‌تر گردد تا آن‌كه باطل شود و اسپغول به سركه بعد كندن موى مكرر طلا كردن باطل كند . ابن نوح گويد كه بعد نتف جندبيدستر و عسل به مرات كثير طلا كنند . و جالينوس گفته هر موضع از بدن كه بسيار سرد شود يا خشك گردد بر آن موى نرويد مثل حال در كف دست و بدن خواجه‌سرايان و آنچه از امر غوك و حكم در منع نبات شعر ذكر كرده‌اند دروغ گفته‌اند . و محمد بن زكريا گويد زنى كه ريش او برويد بايد كه ادرار حيض او كنند تا ممكن بود و فصد مدام از پايها كنند و تبريد مزاج او نمايند و بر موضع بعد كندن موى سفيداب ارزيز و قلقند و افيون سوده طلا كنند . و اگر از تبريد خوف كنند شب بر آن طلا نمايند و مداومت آن كنند كه البته موى نرويد . و گفته كه چون شير سگ قريب العهد بولادت بعد كندن موى طلا كنند موى نرويد . و گفته كه اين دوا بى عديل است غطايه دو عدد در دو اوقيه زيت بپزند تا يك اوقيه بماند بعده كف دريا و زرنيخ سرخ و نطرون هر يك نيم اوقيه بر آن پاشند و بپزند تا غليظ شود بعده روى بنطرون خوب شسته